یکی از چیز هایی که فکر خیلی ها رو به خودش مشغول کرده گرفتن جاب آفر و فرستادن رزومه هستش. رزومه علاوه بر اینکه برای پیدا کردن کار لازمه در اکثر دانشگاهها برای گرفتن پذیرش در مقاطع فوق لیسانس و دکترا به خصوص برای بورسیه ( SCHOLARSHIP ) و فلو شیپ ( FELLOWSHIP) لازمه چرا که وقتی استادی حاضر میشه که شما رو بورسیه کنه در حقیقت اون استاد برای انجام یک پروژه تحقیقاتی در اون دانشگاه، بودجه ای از دانشگاه گرفته، و مبلغی از اون بودجه رو به دانشجو میده که اون دانشجو کارهای تحقیقاتی استاد رو دنبال کنه، به همین دلیل به نوعی رابطه کارفرمایی و کارمندی پیش میاد، یعنی شما که ظاهرا دانشجو هستین، یه جورایی کارمند اون استاد راهنما هم به حساب می آیید، به همین دلیل اکثرا از شما تقاضای یک رزومه کاری میکنن که ببینن توش چه تحقیقاتی انجام دادین، و اینکه چه مدت و در کجا ها کار کردین، و اون کار چقدر مرتبط با رشته ای هست که الان دارین برای بورسیه اش تقاضا می کنید.
یک استاد راهنما معمولا صرفا علاقه طرف براش مهم نیست، مهم اینه که شمای دانشجو تو اون زمینه ای که داره تحقیق میکنه کار کرده باشید و مقالات و تحقیقاتی ارائه داده باشید. نوع دوم بورسیه مربوط به خود دانشگاه هستش نه استاد مربوطه، یعنی شما میگردین استادی رو که تو زمینه علاقمندی شما کار میکنه پیدا می کنید، اما اون بودجه نداره که به شما پرداخت کنه، پس میگه اوکی یا باید به عنوان دانشجوی آزاد بیای اینجا برای درس یا اینکه از خود دانشگاه تقاضای بورس کنی. که این اتفاق حد اقل تو کانادا کم میفته. بیشترین بورسیه های کانادا از نوع اول هستند و عمدتا ( نگفتم همه ها ) در مقطع دکترا.
و اما موضوع دیگه جاب آفری ( JOB OFFER ) هست که مشاوران مهاجرت برای متقاضیان مهاجرت با WORK PERMIT میگیرند، و پولی از متقاضی میگیرند به عنوان هزینه ای که باید به اون شرکت بدن. یک چیز یادتون باشه کانادا مملکت بی قانونی نیست، و نمیشه هر کی هر چی دلش خواست بگه، توضیحی که من میدم از نظر قانونی هست، و قوانین حقوقی کارمند و کارفرما در قبال همدیگه. یک شرکت ، کمپانی، یا هر بیزنسی میتونه قاعدتا یک یا چند کارمند استخدام کنه بسته به نیازش اما با توجه به اینکه اون شرکت با CRA یا MINISTRY OF REVENUE رجیستر شده برای پرداخت مالیات سالانه، باید میزان حقوق پرداختی به کارمند هاش رو هم به عنوان هزینه در حسابهای مالی آخر سال قید کنه. هر کارمندی که استخدام میشه موظف هست از روی هر چک دستمزدش درصدی به دولت به عنوان مالیات پرداخت کنه، که این کسری ها
شامل( CPP ( CANADA PENSION PLAN) EI ( EMPLOYMENT INSURANCE هم میشه و بعضی جاها ( شرکتهای خدماتی با ریسک مجروحیت بالا و UNION) بیمه ای دارند به اسم WSIB که اینها جزوی از کسری حقوق کارمند هستند، هر کدوم از اینها شامل 2 بخش هستند:
1- EMPLOYEE PORTION
2- EMPLOYER PORTION
اینها رو برای این گفتم که بگم، وقتی شرکتی ادعا میکنه که من مرجان رو استخدام کردم با حقوق مثلا سالی 30000 دلار، و این رو در دفاتر مالیش نشون میده، باید سهم DEDUCTION خودش رو از روی حقوق 30000 دلاری من به دولت داده باشه، این پرداختش یا هر 3 ماه یک بار هست یا هر ماه. پس اگه کسی بیاد یک جاب آفر صوری به شما بده مثلا مرجان اینجا استخدام شده با حقوق سالی 60000 دلار در نهایت به دولت فقط یک چیزی در حدود 7000 دلار بابت DEDUCTION بدهکاره، و بابت اون 60000 تایی که هرگز به شما نپرداخته، ولی در دفاترش ثبت کرده حدود 16% در سال مالیات SAVE میکنه و به نفعش میشه، مگر اینکه اون جاب آفر صوری نباشه و طرف بخواد جدی جدی شما رو استخدام کنه. اینهم بگم در مورد اول اگه اون شرکت همون سالی 7000 تا رو بده دیگه دولت نمیره اذیتش کنه که آقا چرا الکی اومدی حقوقی که ندادی رو اعلام کردی، نه چون اونها مالیاتشون رو گرفتن رفتن،مگر اینکه کسی بره از اون شرکت به LABOUR BOARD شکایت کنه وگر نه که هیچی.
خوب حالا یکی برای من روشن کنه که این مشاوران عزیزی که میگن 60000 تا هزینه اش هست، و اون جاب آفر صوری و ما براتون میگیریم، فلسفه اش چیه؟ اون شرکت ماکزیمم 7-8 هزار تا بدهکاره، شما هم حق الزحمه میخوای مثلا 7-8 هزارتای دیگه، بگو اصلا 20000 تا س.....گ خور، اون 40000 تای دیگه رو میخوای چکار کنی آخه انصاف هم بد نیست ها یه ذره بابا به خدا هیچکس از پول بدش نمیاد اما نه اینکه کلاه یک مشت آدم تو فکر فرار رو بردارید، که میخواهید پولدار بشید. اصلا به من چه که من اینقدر حرف میزنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا من رسما در این شهر در اثر یک تصادف کاملا ناگهانی!!!!!!!!!!!!!!! کشته نشدم بهتره خودمو جمع کنم، آخه این موضوع رو یکی امروز از ایران بهم گفت منم باز نتونستم جلوی زبونم رو بگیرم.
و اما من اصلا میخواستم راجع به رزومه بگم.
یک رزومه باید کاملا بیانگر تواناییها و مشخصات خوب شما باشه، اگه هر چی که رزومه کامل تر و جذاب تری داشته باشید بهتر میتونید که توجه اون طرف رو جلب کنید. اولا که توی کانادا ( و صد البته خیلی از جاهای دیگه دنیا ) اینجوری نیست که وقتی میخواهید به کسی ثابت کنید، آقا من میخوام برات کار کنم، از اون طرف تعریف کنید. مثلا تو ایران اینجوریه که میگن، حاج آقا با توجه به علم و تحصیلات و مشخصات معنوی جنابعالی و افتخاراتی که در عرصه علم و فرهنگ مملکت داشتین منت به سر بنده میذارین اگه منو به سرایداری دفترتون قبول کنید و اجازه بدهید که زیر سایه عظمای شما رزق و روزی حلالی کف دست زن و بچه ام بذارم ( زمان ما اینجوری بود، پاچه خواری اسلامی ایرانی ) اما اینجا برعکس، کسی که میره مصاحبه باید بگه، من آدم بسیار اکتیو و پر کاری هستم، و خودم باور دارم که تواناییهای من میتونه به پیشرفت کمپانی شما کمک بکنه، چرا که من بسیار افکارم نو و تازه هست و ایده های زیادی دارم، و در همون موقع هم باید اونقدر اعتماد به نفستون زیاد باشه که انگار دارین میگین آقا از من بهتر گیرت نمیاد، میخوای بخواه ، نمیخوای گور بابات از کیسه ات در رفته ( اینو نگین ها میگم یه جوری رفتار کنین که اینجوری باشه )
یکی از عمده ترین چیز هایی که همیشه اونها میخوان مطمئن بشن قبل از استخدام یک شخص میزان اعتماد به نفسش هست. اینکه شما یک رزومه خیلی خوشگل داشته باشید اما در جواب سوالهای طرف هول بشید و یا کافیه که یک سوالی بپرسه و شما بگین نمیدونم ( نه سوال علمی، سوال کاملا بیربط ) مثلا بگه به نظر خودت بزرگترین نقطه ضعفت چیه؟ هیچ وقت نگین من نقطه ضعف ندارم، یا نمیدونم، اینجور سوالها رو با سیاست باید جواب داد که هم نشونه هوش و تیزی شماست هم طرف رسما خفه بشه، من یادمه یه بار گفتم، من میدونم که بزرگترین نقطه قوت من اینه که تلاش میکنم تا نقطه ضعفهای احتمالی رو از بین ببرم. هنوز داشتم جمله ام رو تموم میکردم، گفت از دوشنبه بیا سر کار ( همون کاری که داون تاون داشتم و 3 سال هم داشتم، همین جواب باعث شد که همه اون 3 سال خیال کنه که با یک آدم خیلی اسمارت طرفه و اینو بارها گفت) یا بعد از سه سال من هنوز اونجا کار میکردم که شروع کردم به رزومه فرستادن، ( راهش واقعا به من دور بود و دقیقا روزی 3 ساعت اتلاف وقت داشتم برای رفت و آمد، و امیر هم خیلی کوچولو بود باید یه جوری همه چیز رو باهم منیج میکردم ) فقط هم در نزدیکی خونه خودمون و شمال تورنتو رزومه میفرستادم تا اینکه این رئیسم که الان براش کار میکنم زنگ زد گفت بیا مصاحبه، وقتی که رفتم گفت برام جای سواله که چرا میخوای اون شرکت رو ول کنی بیای بیرون، اینجا حواس جمع میخواد، نباید بگی چون بچه ام کوچیکه یا چون راهم دوره، چون فوری فکر میکنن که خوب این یه کم زیادی تنبله و لقمه آماده میخواد یا هر چیز دیگه، فقط گفتم فکر میکنم زمان عوض کردن شغلم رسیده من هنوز در مرحله یاد گیری هستم و احتیاج دارم که پیشرفت کنم، ضمن اینکه چون اینجا با ICAO رجیستر شده برای آینده من به مراتب بهتره. و همین بود و بس. خوب بسه دیگه بریم سراغ رزومه نویسی.
در هر رزومه چند نکته باید رعایت بشه، حتما یک OBJECTIVE داشته باشید، و بعدش تمام WORK EXPERIENCE رو بذارید بعد از اون تحصیلات و در آخر اگر MEMBER جای خاصی هستید حتما بنویسید، یادتون باشه که مثلا اگر برای حسابداری تقاضا میکنید، ولی عضو باشگاه اسب سواری هستید، باز هم بنویسید، اینها به شدت دوست دارن بدونن شما چقدر پر انرژی هستید و دوست دارین چیز های مختلف رو امتحان کنید.
من یک سمپل از رزومه مربوط به IT رو گذاشتم براتون.
و اما چیزی که همیشه لازم دارید یک نامه هست که بهش COVER LETTER میگن، اون قدیما که زمان ما بود ، این نامه رو یا فکس میکردیم یا پست، اما الان دیگه جا افتاده که با ایمیل، این نامه رو تو بخش پیام ارسالی ایمیلتون بذارین و رزومه رو ATTACH کنید، اینها ترجیح میدن که رزومه در فرمت PDF باشه، ولی گاهی هم میگن WORD.
من یک نمونه کاور لتر هم گذاشتم ، نمونه های بسیاری رو میتونین توی اینترنت پیدا کنید، بهترین جا به نظر من البته، همون وب سایت WORKOPOLIS هست که اموزش قدم به قدم شمع سازی ...... اوپس ببخشید رزومه نویسی رو داره. آقا ، خانوم موفق باشید، این SAMPLE ها رو هم از اینترنت برداشتم به اینجا هم سر بزنید، من خودم از اینجا خیلی کمک گرفتم، کمی هم ذوق به خرج بدین و حوصله و از هر جایی یک جمله بدزدین، آخرش یه چیز محشری در میاد.
یعنی چی که الان داری اینقدر فحش میدی که این چه ربطی به فضولچه داشت؟ خوب خودم میدونستم چه پست آموزشی مزخرفی گذاشتم اسمشو گذاشتم فضولچه که مجبور بشید تا تهش رو بخونید، اینجوریاست دیگه، .............
این کد جوک های تصادفی رو که گذاشتم توی وبلاگ پایین اون وبگذر، خیلی با حاله کلی جوک بانمک توش داره فقط از دوستان عزیز با ملیتهای مختلف عذر خواهی میکنم، فقط بخونین و بخندین، هر بار که صفحه باز میشه یه جوک جدید میاد، این توضیح این بود که کسی چیزی به دل نگیره
بعد از اینکه پست رو گذاشتم بلافاصله رفتم سراغ ایمیل یاهو، که معمولا تمام دوستای قدیمیم اونجا هستن، یک خبر جالب بود که یکی از دوستان بعد از 8 سال کشمکش، بالاخره دیروز تلفنی با داماد راه دور عقد کردند، تبریک میگم بهشون هر چند که شدیدا مخالف این ازدواج بودم. امیدوارم خوشبخت بشند
یه ماچ داد و دمش گرم [ 12 ] | دوشنبه 10 تیر ماه سال 1387 | 05:01 AM | مرجان
