1-همیشه آدمهایی که از ناراحتی و رنج دیگران خوشحال میشن، قابل ترحم تر از شخص مصیبت زده هستند، چون کسی که توی سختی گیر کرده، اتفاقی ناخواسته براش افتاده و بعد از مدتی حل میشه و اون آدم شانس دوباره لذت بردن از زندگیش رو داره اما کسیکه از درد و غصه دیگران خوشحاله، لذت انسان بودن، خوشبخت بودن، خوشحال شدن، خوشحال کردن، دوست خوب بودن و خیلی چیز های دیگه رو از دست داده، از همه مهمتر روح و قلبی کوچک داره که هیچکس به جز خودش توش جا نمیشه، این آدمها بسیار قابل ترحم هستند.

 
 
2- نمیدونم کی میخواهیم فرهنگ و شعور حرف زدن یاد بگیریم، این متن رو بخونین

 

I have to say you are the must stupid person I have seen.  Go get a life

 What the hell, now Canada is the best country???  OH, I forgot that you use to live in India- I guess, that’s the main reason you are so excited about Canada.  There shouldn’t be a Canada Day, because, they are still a British colony- of course, they deny it themselves, but they are…  You should go to other cities around you (U.S.), of course, if they let you in, and see what beauty, freedom and large cities mean. It seems you are trying to show yourself as a very busy and productive person, I don’t get it, how you can manage to come and write long paragraphs and answer to comments in Farsi…????  This is absurd.   I don’t see any different between you and the “jobless” women in Iran….!!!!  This was the first and last time that I came across your blog.  Good Luck…

 یک ابله این کامنت رو برای من گذاشته، دلیل من برای بلاهت این شخص بسیار زیاده، اولا که معلوم نیست چند وقته این وبلاگ رو میخونه که هنوز نفهمیده اگه هر جا بخوام برم آزادم آمریکا که جای خود داره، بعدش هم شما دیدی که من هرگز امریکا و کانادا رو مقایسه کنم؟ من چیزی گفتم راجع بهش، در حالیکه از بسیاری شرایط زندگی اونجا و اینجا اطلاع دارم و اینو 100% میگم که حتی اگه همین الان هم بهترین شرایط برای زندگی توی آمریکا جور بشه من هرگز کانادا رو ترک نمیکنم ( راجع به این موضوع آخر همین پست یه توضیحی میدم ) و اما شما با عنوان یک دوست که ازت متنفره (A friend who hates you ) کامنت گذاشتی. یعنی میشه آدمها کسی رو دوست خودشون بدونن اما متنفر باشن؟ نکته آخر رو صرفا برای شخصیت خودت میگم و بس، یادت باشه بشین و بفرما و بتمرگ یکیه، این شخصیت و تربیت ما آدمهاست که بهمون فرمان میده کدوم رو انتخاب کنیم و به دیگران میفهمونه که با چه کسی طرف صحبت هستند یک آدم اصیل و با شخصیت، یا یک بی تربیت از زیر بته عمل اومده. میتونستی همین حرفت رو در حالیکه انتقاد میکنی بسیار مودبانه تر بگی، چی میشد اگه می گفتی ، ولی مرجان به نظر من آمریکا بهتره به این دلیل یا دلایل، جز این بود که مرجان یک جواب مرسی عزیزم می داد و به چشم همه یک آدم معقول بودی که قدرت انتقاد کردن با بیان زیبا و  آرامش رو داره؟ کمی در خودت تامل کن ، برای شخصیت خودت گفتم، آهان راستی یه چیز دیگه، از اون روزی که گفتی دیگه نمیام اینجا حد اقل 15 بار دیگه رد IP ات رو داشتم که اومدی و سر زدی، خوب نیا دیگه!!!!!!! احتمال میدم یکی از پسرای معروف!!!!!!!! وبلاگستان فارسی این IP: 71.191.230.51  رو بشناسه شاید البته ۹۹٪.

 
 
3- اما یه توضیح کوچولو راجع به کانادا و آمریکا، لطفا دوستان عزیز در هر جای دنیا این نوشته رو به حساب تعصب من نذارن، نه کانادا پشت قباله منه و نه آمریکا ارث پدران ماست، همه ما بنا به دلایلی که هر چی بوده، من اسمش رو میذارم خوش شانسی داریم اینجا زندگی میکنیم، و این  واقعا از الطافی بوده که خدا به ما کرده همه ساکنان آمریکای شمالی و حتی هر جایی که ایران نیست، اما. مساله آمریکا بیشتر توی ذهن و روان ایرانی ها اثر داره تا اینکه واقعا بخوان در مقام مقایسه با کانادا قرار بدن. سالهای قبل از ان.ق.لاب جاییکه شناخته شده بود آمریکا بود و شاید اسم کانادا به گوش کسی هم نخورده بود و آمریکا مظهر تمدن و پیشرفت و کعبه آمال بود برای خیلی ها، و خداییش هم بود، و به محض شروع جریانات و در گیریها، عده زیادی که بیشتر هم از سر شناسان و سران اصلی بودند جونشون رو برداشتن فرار کردن به آمریکا، که هنوز تک و توکی بقایاشون مونده بیشتر هم در کالیفرنیا و کمی هم در اطراف نیو یورک ( البته همه جا هستند، من بیشترین تمرکز رو گفتم) بعد از اونها هم هنر پیشه ها و خوانندگان بودند که همگی به سمت آمریکا هجوم بردن و مرکزی وسیع و کامیونیتی بزرگی رو تشکیل دادند، و الحق آدمهای بسیار موفق و سر شناس و افتخار آفرینی هم در بین ایرانیان مقیم آمریکا هستند، و اما کانادا که تازه چند سالی هست که به مردم دنیا شناسونده شده و در هاش به روی مردم باز شده، اما بنا به دلایلی این فکر کاملا اشتباه جا افتاد که هر ایرانیی رو که راه ندادن آمریکا رفته کانادا، نه عزیزم اینجوری نیست، چون هنوزم که هنوزه زندگی کردن بی هویت و پناهندگی در آمریکا بسیار راحتتره همونجور که ویزای دانشجویی رو به راحتی هنوز هم به دانشجوهای ایرانی میدن.

نکته مهم اینه که ما ایرانیها اینقدر آمریکا رو برای خودمون بزرگ کردیم که نتونستیم خیلی از کشورهای دیگه دنیا رو ببینیم. حتی اروپا، شما به بعضی از کشورهای اروپایی نگاه کنید که چقدر زندگی درشون با آرامش در جریانه، من شخصا از بعضی از چیز های اروپا خوشم نمیاد، ولی معتقدم خیلی محاسن هم داره. کانادا از خیلی جهات با آمریکا تفاوت داره، هر چند که بهش میگن خواهر دوقلو اما تفاوتش زیاده، قوانین حقوقی و قضایی کانادا خیلی محکم تر و با دیسیپلین بیشتری هست، هرج و مرج و درهمی آمریکا به مراتب بیشتره، و دموکراسی که همه ازش حرف میزن به مراتب تو کانادا بیشتره. اگه کسی طالب زندگی بی بند و بار تر و قوانین شل و ول تر باشه آمریکا جای خوبیه اما از نظر رفاه اجتماعی، قوانین بیمه و پزشکی، امنیت، زندگی خانوادگی کانادا به مراتب بهتر از آمریکاست.

شما نگاهی به رده بندی کشورهای دنیا بکنید خودتون میبینید این رو. اما اینهم بگم همه جای آمریکا این نیست، ملاک مقایسه من برای امنیت شهرهای بزرگ و اصلی هستن چه بسیار شهرهای کوچولو و با صفایی هم هستند تو آمریکا که مردمش مثل یه خانواده کنار هم زندگی میکنن. هنوز هم میگم نه قصد تبلیغ برای کانادا دارم و نه قصد تخریب آمریکا رو. هر چه هستند هر دوی اینها برای ما جهان سومی ها خصوصا از اون نقطه جهان سوم!!!!!!!  بهشتی هستند غیر قابل توصیف. این رو هیچکس نمیتونه انکار کنه. اینهم بگم که وضعیت اقتصادی آمریکا خیلی نا متعادل تر از کاناداست.


یه چیز دیگه هم اینکه آمریکا خیلی چیزاش شبیه ایرانه مثلا شما تو تورونتو دستفروش کنار خیابون نمیبینید، اما کافیه تو منهتن و بعضی از قسمتهای نیو یورک قدم بزنید، یه عالمه دستفروش می بینید که جنساشون تو چمدون ریخته، کنار خیانون دارن وسایل تقلبی برند های معروف دنیا رو میفروشند، یهو یکی میاد داد میزنه بچه ها پلیس اومد جمع کنید( درست مثل تهران) اینها جمع میکنن میچپند تو اون مغازه های اطراف تا پلیس ها برن، بیشترشون هم سیاه پوست. و من با همین چشمهای خودم دیدم، که 3-4 تا از اینها همینطور که پلیسه قدم میزد، 200 دلار، میذاشتن گوشه دستش و اونهم با مهارت این پولها رو میگرفت و مثلا تشر میزد که زود باشین جمع کنید، وضعیت رشوه و بی قانونی اونجا به مراتب بدتر از کاناداست، من این منظره رو با کمی کم و زیاد در سه جا دیدم، نیو یورک، شیکاگو و فیلا دلفیا. مناظری شبیه کوچه برلن و داد میکشن آییی بدو بدو در قلب منهتن و روبروی هتل پنج ستاره شرایتون دیده میشد. رانندگی هم دقیقا مدل ایران، بوق بووووق کج و کوله میرن تو شکم هم، یعنی یه وضعی منکه 5 روز تو هتل بودم ماشین رو در نیاوردم، همه ماشینها زدگی داشت، اینهم توجه کنید که من دارم راجع به یکی از شلوغترین مناطق نیو یورک در یک قدمی تایمز اسکوئر حرف میزنم، جاهای خلوت هم داره اما مهم اینه که توی تورونتو هیچ جاش چنین چیزی نمیبینید، من واقعا توی تاکسی، چشمامو می بستم، واسه  100 متر جا پاشون رو میذاشتن رو گاز یهو تررررمززززززز، قیژژژژژژژژژ 3 میلیمتری ماشین جلویی متوقف میشدن، یعنی زندگی کردن اونجا اعصاب میخواد در حالیکه تورونتو یکی از آرامش بخشترین کارها رانندگی هستش اینقدر که همه چیز منظمه. با اینحال امیدوارم هر کی هر جا هست خوش باشه و خودش از صمیم قلب احساس خوشبختی کنه که از همه چیز مهمتره، اینکه من توی کدوم کشور یا شهر یا روستا هستم دلیلی بر خوشبخت بودن یا بدبخت بودنم نیست.


باز هم امیدوارم عده ای از ما بتونن روی فرهنگ رفتار و گفتارشون بیشتر کار کنند، و کمی ادب و تربیت یاد بگیرند، اگه شما تو آمریکا زندگی کردی ( اون کامنت گزار رو میگم) و تونستی فرهنگ و شعور آمریکایی رو یاد بگیری، و به همون اندازه به حقوق و شخصیت دیگران احترام بذاری میتونی خودت رو یک آدم متمدن بدونی، در غیر اینصورت به نظر من ............ هیچی نگم بهتره. اینقدر ارزش نداری که برات وقت بذارم.
 

 

 

 


 

یه ماچ داد و دمش گرم [ 28 ] | یکشنبه 9 تیر ماه سال 1387 | 07:05 AM | مرجان


خروجی وبلاگ