لیلی و مجنون دهه 60
 
این نوشته درک من بود از معنی عشق و فرهنگ جدید لغات دهه 60 ایها.
 
*سلام مجی خوفی؟
- من خوفم لیلولک، تو چطوئی عسیسم؟  چه خوچگل شدی امروز؟ چه ناس ناس شدی!!!! آی که مجی قربون اون دخمله بره، چشاشو نگاه.
*مجییییییییییییییییییی، باز عشقولانه ات زد بالا؟
- من همیشه عشقولانه ام بالاست زیگر، 
*چگده تو خوفی!!!! من خیلی خوچحالم که تو رو دارم
- چی فچ کردی؟ این داداچت حالا حالا باهات کار داره، زیگر زون. ببین میخواد برات چکار ها بکنه، تو فخد صبر کن، ببین کجاها که نمیریم، چه کارها که نمیکنیم، حالا بیا یه موچ بده ببینم بچه پررروووو، خلاجت نمیکشی؟ ما دو ساعته اینجا شاسی بلند کردیم، شوما حواست به ما نیست ها عسیسم، ناسم، زیگرم، بیا که من میخوام بخویمت، بیا بینیم، بچه پرروووو، بچه پرررررووو با توام، بیا
* اه مجی برق رفت!!!!!!!!!!! اه، 
- نه لیلولک من، نه عشقولک من، برقا رو من بردم کارت دارم، بیا دیگه د بچه پرروووو، آاهههه آوووهههه
* مجی نیم ساعت شد دیگه من باید برم، چرا تمومش نمیکنی؟ 
- نه بابا شراب خوردم بیشتر حال کنیم، لامصب یاتاق زده، بیا بیا، الان تموم میشه، آهاانن.........
* مجی 45 دقیقه شد، باید برگردم خونه، 
-ببین حرف میزنی حواسم پرت میشه، همین که میاد من کارم تموم بشه یه چیزی میگی، لا مصب بادی بیلدینگه، اووووهههههههههه
* اوکی مجی من برم دیگه،
- میخوای بیام برسونمت؟
*نه میرم،
- اوکی خدافس، زیگر

 
فردای اون روز

 
* الو سلللللللللللام مجی، چطویی؟ خوفی؟
- سلام
* چیزی شده؟ ناراحتی؟
- نه مگه باید چیزی بشه؟
* آخه سر حال نیستی
- خوب اگه میفهمی سر حال نیستم گیر نده، 
* یهنی یهنی نمیخوای به من بگی چی شده؟ ببین چگده من دلم کوشولوهه، 
- ببین بذار با هم جدی حرف بزنیم، من فکر کنم ما به درد هم نمیخوریم، من اصلا نمیتونم از پس خواسته های تو بر بیام،تو هم نمیتونی از پس من بر بیایی، من یه آدم اکتیو هستم، فکر نمیکنم از پس من بر بیای، دیشب که کم آوردی
* مجی من کم آوردم؟ 
-اره دیگه، ببین من با 2 هزارتا در و داف درست حسابی خوابیدم همه میگن من پرفکتم، اونوقت تو میخوای از من ایراد بگیری؟ این که از این، 
- مجی ولی ما کلی قرار داشتیم، میکنم، میخرم، میبرم، ............یادته؟
* آره ببین من گفتم می کنم، کردم، حالا خوبه همین دیشب بود، اون  میخرم و میبرم و اینها هم شرایطش رو ندارم، نمیتونم اونموقع گفتم اما حالا میبینم نمیشه، نمیتونم،
- این حرف آخرته؟ مجییییییییییییییییی؟
* آره اولا که من اسمم مجنونه، اینگده نگو مجی، اصلا خوچم نمیاد، بهدشم که وختی یه رابطه اینقدر طولانی میشه، آدم گیج میشه میگه خوب تا کی من باید همینجوری ادامه بدم؟ ببین الان یک هفته است من عمرم رو به پای تو گذاشتم، دارم همش آداب و رسوم زندگی و حرف زدن بهت یاد میدم، که جلوی دوستام جوات بازی در نیاری، منو سوسک نکنی، اون داداچای زاخالت هم با اون ماچینای زاقارتشون هیچ جوری به کلاس کار من نمیخورن، تو این یه هفته چه در و داف هایی که التماسم نکردن، اما چون من به تو وفادار بودم، هیش کاری نکردم یهنی هیشی ها!!!!!!! خوب آدم باید بدونه از یک رابطه چی میخواد نباید که همینجوری عمر رو هدر بده، یهو چشم باز کنه ببینه رفته قاطی باقالیا، من نمیتونم، لیلی گوش کن، میدونم برات سخته، میدونم الان خیلی ناراحتی، امیدوارم فقط خود کچی نکنی، باشه ؟ جون اون داداچ زاخالت کاری دست خودت ندی، خوب همین الان که فهمیدیم به درد هم نمیخوریم بهتره که همه چیز رو تموم کنیم نه اینکه باز یه هفته دیگه هم ادامه بدیم بهدش بفهمیم داچتیم کچک میسابیدیم ، خوچبخت بشی، خدافس FOREVER.


 2 دقیقه بعد موبایل مجی


 سلام، چطویی؟ خوفی زیگرم؟ آیییییییی نفس من بیدی تو، نفس ، میفهمی بچه پر روووو؟ وای که چگده دلم برات تنگولیده بود، مربا، عسل. ........................هی میخواستم بهت بزنگم، اما یه دختره سریش شده بود که همین الان باید بیای و اینها، حالا اینها رو بیخ بیخ از خودش بگه زیگرم، از خودش بگو، از چشاش بگو، از اون مماخ کوشولوش بگو. آایییییییی که میخوامت، برای همه عمر فقط صبر کن ببین چه کار ها که برات نمیکنم، فخد بشین تماشا کن، که خودم دورت میگردم، خودم چاکرتم، آیی نفس، بچه پر رووووو نفس من بیدی ، ....................... و تکرار و تکرار و تکرار لیلی ها و لیلوک ها و ................بازی ادامه دارد، به همین دلیل شاعر ( مرجان بنت الشعراى تورنتویى ) گفته که :

 
 
و عشق را 
در کوزه نهان باید کرد
و کمی آب خنک رویش ریخت
سر کشید آبش را،
پس از آن بیلاخی،
به هر آنچه دل عاشق پیشه است 
بفرستی و روی
در پی لیلای دگر، 


 
فقط خدا کنه موقع این مکالمات، بچه مچه نو زبون اون دور و اطراف نباشه، که بخواد فارسی رو اینجوری یاد بگیره، عسیسم، ناسم، چطویی؟
خوفی؟ زیگرتو، خام خام گاج گاج،خوچگل، داداچ،...............الی آخر. وقتی بچه پر رووو میشه اصطلاح عشقی، دیگه بقیه اش رو برو تا ته
 
 

 تمام مطالب بالا دور از جون خواننده هاى خوب و دوستان اینجا، کلى بود، جدى نگیرین، 60 اى مثبت و خوب هم خیلى داریم، خیلى زیاد، من راجع به بدهاش گفتم

 


 
 
 

یه ماچ داد و دمش گرم [ 29 ] | شنبه 8 تیر ماه سال 1387 | 07:08 AM | مرجان


خروجی وبلاگ