باز پنجشنبه ، جمعه شد و من تمام انگیزه های وبلاگ نویسی ام را از دست داده ام، حالا قسمت نمکیش اینجاست که این هفته اینجا لانگ ویکند هست، و بنده حتما سر به بیابونی، دشتی ، کوهی، پنسیلوانیایی، نیویورکی جایی میگذارم، از دیروز تا حالا هم یکی از دوستان مقیم شیکاگو 2 تا پا و 2 تا دستشو کرده تو یه کفش که بیا اینجا، از دوستان قدیمی هند هستش و خیلی بچه های با حالی هستند، دوست دارم برم ببینمشون، نمیدونم. در نتیجه همه اینها تا سه شنبه که احتمالا علافم، شاید هم بیشتر از سه شنبه. سه شنبه روز کانادا ( CANADA DAY ) هست، روزی که کانادا به رسمیت شناخته شد و در حقیقت متولد شد، و صد البته تولد مامان منم هست، و این آتیش بازیهایی که اینجا راه میفته اولش برای تولد مامان منه، بعدش برای کانادا.

 

 

خوب حالا شنبه و یکشنبه که ویکند هستش، سه شنبه هم که تعطیله، دوشنبه هم که اکثر جاها  غیر از مراکز خرید و بانک ها گفتن نیایید ( حالا نمیگفتن هم کسی نمیرفت ) این که شد 4 روز، تا ببینیم چی میشه. و اما تولد کانادا، در شرایطی اتفاق افتاد که هنوز یک سری از مناطق کانادا مثل نوا اسکوشیا و نیو برانزویک هنوز جزوی از مستعمرات انگلیس محسوب می شد، و در روز اول جولای سال 1897 اینها با هم متحد شدند به اتفاق انتاریو و کبک،  و کانادا به رسمیت شناخته شد، اما این به معنی استقلال حقوقی و قانونی کانادا نبود چون همچنان قوانین مجلس، قوانین سلطنتی انگلیس بود، تا سال 1982 که بالاخره کانادا کلا صاحب قانون اساسی خودش شد. 
کانادا دی یکی از بهترین تعطیلات اینجاست و همه جا جشن و آتیش بازی به راهه، توی خیابونها همه جا مراسم رقص و پارتی و فستیوال و جشن هست با بریدن و سرو کیک کانادا که به وفور پیدا میشه،

 

در مناطق توریستی و سواحل که وقعا جشنهای زیبایی  هست، مخصوصا نیاگارا، و GEORGIAN BAY ( شمال انتاریو و نزدیک به LAKE SIMCOE ) جشن حسابی برقراره و اما نکته مهم و دوست داشتنی این روز برای اکثر جوونها اینه که تنها روزی از سال هست که نوشیدن آبجو ( نگفتم مشروب ها، الکل سنگین مجاز نیست ) در محل های عمومی و در پارک ها و سواحل آزاده. ( در حالت عادی توی کانادا اجازه نیست که وقتی میری پیک نیک شیشه آبجو رو دستت بگیری و بنوشی باید هفت تا سوراخ قایم کنی، یه چیزی تو مایه های همون سیزده به در خودمون، فقط فرقش اینه که اونجا به نیروی ان.ت.ظا.می یه شیشه بدی احتمالا ول میکنه میره)

 

 
 
خلاصه که من یکی خیلی از به وجود اومدن این کشور و قوانینش، شرایط زندگیش و همه چیزش خوشحالم. خدا همیشه سر سبز نگهش داره و نامبر وان که باز هم میگم بهشت روی زمینه. اینو فقط کسی درک میکنه که تونسته باشه بدون تعصبات الکی و به عبارتی خرکی و دلایل خنده دار و بچگانه مثل اینکه مامانم اونجاست دلم تنگ میشه و این حرفا، خوبیهای این کشور رو دیده باشه، خدا وکیلیش .................ولش کن بیشتر نمیگم.
 
 
 
پ.ن
 
امیر از دیروز تو خونه راهی میره سرود ملی کانادا رو میخونه، او کندادا ( این یعنی کانادا) ، امروز هم دادش در اومده پس پرچم کندادای من کو؟ کلاه و پرچم و تتوی کانادا میخواد برای CANADA DAY.


 
من سرود ملی کانادا رو اینجا براتون گذاشتم، محض اطلاعات عمومی

 

O Canada!
Our home and native land!
True patriot love in all thy sons command.

With glowing hearts we see thee rise,
The True North strong and free!

From far and wide,
O Canada, we stand on guard for thee.

God keep our land glorious and free!
O Canada, we stand on guard for thee.

O Canada, we stand on guard for thee.

 
بعدش گفتم شاید نتونین خوب ترجمه کنید، زبانتون خیلی خوب نباشه، ترجمه اش هم گذاشتم اینجا، این دقیقا ترجمه اون سرود بالاست:
 
سر زد از افق مهر خاوران
فروغ دیده حق باوران، 
بهمممممممممن فر ایمان ماست، پیامت ای امام استقلال، آزادی نقش جان ماست ( این جمله شاید درست ترجمه نشده باشه ببخشید دیگه ) 
 
شهیدان پیچیده در گوش زمان، فریادتان
پاینده باشی و جاودان، جمهوری اسلامی ایراااااااااااان
 
 

 


 
 
 

یه ماچ داد و دمش گرم [ 18 ] | جمعه 7 تیر ماه سال 1387 | 02:39 AM | مرجان


خروجی وبلاگ