هنوزم نفهمیدم کدومش درسته، کی بیده بودم یا کی بوده بیدم؟؟؟؟؟؟؟؟
بریم سر تناسخ، آقا شرمنده من یه کوچولو همچین بفهمی نفهمی بهش اعتقاد دارم.
تناسخ ریشه در اعتقادات و باورهای مذهبی هند داره و از اونجا به بعضی نقاط دیگه دنیا هم کشیده شده، امروزه تو آمریکای شمالی روز به روز داره بر معتقدین به تناسخ اضافه میشه. تناسخ یه کم بالا و پایین و فرق هایی بین فرقه های مختلف در هند داره ولی تقریبا در 90% اصلش یکیه و یه قانون رو داره، اونم اینکه روح بعد از مرگ یک انسان بلافاصله در جسم موجود زنده دیگری که هر چیزی میتونه باشه حلول میکنه و به این ترتیب هرگز اعتقادی به دنیای دیگه و آخرت وجود نداره. بیشترین اعتقاد بر اینه که بنا به عملکرد انسان یا هر موجود زنده در زندگی قبلی، مشخص میشه که در زندگی بعدی اون روح در کجا حلول خواهد کرد. مثلا یک الاغ میتونه بنا به عملکرد خوبش در زندگی بعدی تبدیل به انسان بشه ( من فکر کنم ما مثال زنده این موضوع رو در مملکتمون داشته باشیم!!!!!!! منکه یه الاغ در جلد آدم میشناسم شما رو نمیدونم) بگیرین این مرجانو باز داره پرت و پلا میگه!!!!! اثر کدئینه، جدی نگیرین!!!!!!!
خوب داشتم میگفتم که تفاوت در اینه که، گروه بزرگی معتقدن، که زندگی بعدی فقط بنا به نحوه اعمال و رفتار در زندگی قبلی بوده ولی یه عده که در اقلیت هستند میگن که هیچ ربطی به عملکرد نداره و یه حالت کاملا اتفاقی و تصادفی هست چرا که وقتی یه انسان میمیره، روحش میره در اولین موجود زنده ای که احتیاج به دمیده شدن روح داره، این موجود میتونه انسان باشه، حیوان یا حتی گیاه، و این یه چرخه تصادفی هست، و همین هم هست که چیزی به نام ذات و فطرت رو تشکیل میده. ( یه کم پیچیده شد؟ ) از نظر این گروه وقتی که یه آدم پست فطرت و بد ذات هست علتش اینه که ممکنه در زندگی قبلی مثلا یه میمون بوده و بر اثر همون مساله تصادف در جسم یه انسان دمیده شده حالا این آدم نشون میده که چه ملون و میمون صفت هست و گاها باعث تعجب افراد خانواده و دوستان میشه که ما مثلا تو فامیلمون یه همچین مدل آدمی نداشتیم پس چرا اینقدر این بد در اومده، علتش همون برخورد تصادفی روح ناسالم با جسم نوزاد هست. ( من هیچ نظری بر درستی یا غلطی این موارد ندارم فقط دارم نقل میکنم)
عده دیگری هم که در خیلی اقلیت هستن به دنیایی شبیه به برزخ معتقدن، و میگن بعد از مرگ یه انسان، قبل از اینکه روحش به وجود دیگری دمیده بشه، دنیایی در این میان هست که در اونجا به اون روح فرصت دفاع از عملکردش داده میشه و سوال و جوابهایی از طرف خداوند صورت میگیره که چرا کارهای بد رو انجام داده و حتی در اون دنیای میانی اجازه توبه هم داده میشه که اینبار هم در قالب موجودی که میخواد به دنیا بیاد، و بنا به عملکرد ایندفعه زندگی دفعه بعدش رقم خورده میشه.
در هر حال نکته جالب اینجاست که حتی اگه پای صحبتهای مسلمانان هندی هم بشینین باز یه جورایی به تناسخ معتقدند. در حالیکه در اسلام ایرانی این امر یه گناه کبیره هست، من الان رو نمیدونم ولی چند سال پیش رو کاملا یادمه که یه عده و گروه خاصی از دراویش که به تناسخ اعتقاد داشتن تهدید به اعدام شده بودن مگر اینکه جلسات نشست سه شنبه ها و شنبه ها رو برگزار نکنن و در این مورد هم هیچ فکری رو رواج ندن.
من شخصا با کلی شواهد و قرائن که دیده میشه از جمله دیدن صحنه هایی خاص که آشنا به نظر میان، دیدن آدمهایی که چهره هایی بسیار آشنا دارند و یا حتی بعضی از مکالماتی که به نظر تکراری میان، به این موضوع در درصد بالایی اعتقاد دارم.یه جورایی برام قابل قبول تر از وجود برزخ و در نهایت دنیایی دیگه با کیفیت کاملا متفاوت هستش. ( نمیخوام اعتقادات شخصیم رو اینجا قاطی کنم ولی همینجوری گفتم دیگه)
و اما اینکه از نظر درصد زیادی از مراجع مذهبی و رهبران دینی هندی میشه با هیپنوتیزم به زندگی گذشته افراد واقف شد. این هینوتیزم هم واسه خودش جریانات جالبی داره چرا که همه جا یه جور انجام نمیشه. خیلی جاها بیشتر جنبه روانی روی شخص داره و بعضا اون شخص اصلا به اون خواب واقعی و عمیق روحی فرو نرفته و هنوز خودش کنترل افکارشو داره، ولی در هیپنوتیزم واقعی اون شخص هیچ پیوندی با روح و افکار خودش نداره و کاملا فارغ از هر فشار فکری هستش و معمولا زبان درش کار نمیکنه و فقط عملی هستش.
برای اینکه روشنتر بشه از یه کسی تعریف میکنم که جایگاه خاصی داشت در هیپنوتیزم و اصلا اینکار رو به صورت بیزنس انجام نمیداد و با اینکه قدرت خاصی در اینکار داشت ولی فقط در راه تحقیق ازش استفاده میکرد و کلی سمینار و جلسات مختلف علمی در دانشگاهها برگزار میکرد به همراه چند کار آموزی که داشت، میرفت در جاهای مختلف و نتیجه تحقیقات رو جمع آوری میکرد. این آقا در حضور جمع عده زیادی از دانشجویان رو خواب میکرد ( هر کی خودش داوطلب بود اینکارو میکرد، بقیه هم تماشا میکردن) و ازشون میخواست که عملا نشون بدن در زندگی گذشته چی بودن، یکی از این دانشجویان ( پسر بود ) وقتی رفت روی سن سالن سمینار، این آقا به روش هیپنوتیزم اینو خوابوند، و دستیاراش کلی سوزن در سایز های مختلف به بدن این فرو میکردن و این هیچ عکس العملی نداشت، حتی یه قطره خون هم نمیومد، و بعدش بهش میگفت حالا به ما بگو که قبلا چی بودی ( اینو معمولی نمپرسه، تو گوشش و به روشهای خودش میگفت) و اون پسره کاملا شبیه یه مار شروع کرد لغزیدن روی زمین و فس فس میکرد با صدای مار، که از این مورد خیلی چیز های جالبی بود، مثلا دختریکه از جاش در همون حالت خواب ایستاد و شروع کرد با صدای بلند سخنرانی کردن، که نشون میداد در قالب یه رهبر یا سیاستمدار بوده، این دختر رو ما از نزدیک میشناختیم و وقتی بیدار شد هیچی یادش نبود و وقتی فیلمها و عکس های خودش رو می دید در حال سخنرانی، غش کرده بود از خنده میگفت بهم میاد ها برم دوباره تو همین خط، و اما کلی منو تشویق کردن که برم داوطلب بشم، منم از شما چه پنهون ترسیدم اون بالا شروع کنم به جفتک پرونی و عر عر کنم، یا مثلا بپرم لنگ و پاچه اون یارو رو بگیرم با یه واق واق مدل سگ هاری گفتم منو معاف کنید تو رو خدا، اما برای قسمت بعدیش داوطلب شدم.
قسمت بعدیش خود اون طرف هم همراه داوطلب میخوابید و این کار هیپنوتیزم رو شخص دیگری انجام میدام، و در اون حالت که هر دو نفر کاملا خواب بودن، شخص داوطلب حرف نمیزد و ساکت بود و فقط باعث میشد روح اون استاد رو همراه خودش ببره، و وقتی که هر دو از خواب بیدار میشدن، اون استاد هیپنوتیزم به طرف میگفت که به یک یا چند دوره از زندگی قبلی اون سفر کرده و میتونه بگه که قبلا اون کی بوده
دقیقا داشتم اینها رو تایپ میکردم امیر اومده یه روبان صورتی گرفته جلوم میگه
" YOU ARE GETTING SLEEPY، MARJAN، YOU ARE GETTING SLEEPY "
این پسر من شدیدا به هیپنوتیزم علاقه داره، بعدش من خودمو زدم به خواب میگه
( صدای میمون) WAKE UP MARJAN، YOU ARE MONKEY NOW، SAY GOO GOO GA GA
والا از این ننه همچین بچه ای عجیب نیست دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! GOO GOO GA GA
و این شد که به من گفت با من امده تا یکی از روستاهای کوهستانی در اروپا و منو دیده که یه دختر بچه بودم اونجا ( من از اولش هم شیک بودم قبلا هم اروپایی بودم جان عمه جانم، حالا از مدل داهاتیش) ، و اما زندگی قبل ترش عمرا اگه بگم کجا بودم و چی بودم، مگه خرم که بگم، اما یه دوره قبل ترش، یه پسر عاشق بودم که خودکشی کردم. اینها رو به من گفتن، ولی این خدا چه نامرده، یه وقتی منو پسر کرد که پسرا ک.س خل بودن به خاطر عاشقی خودکشی میکردن، من میخواستم الان پسر باشم که آتیشششششششششش بسوزونم، خدا واقعا خر رو دید شاخش نداد، من اگه پسر بودممممممممممممممم، چه غلط ها که نمیکردم،
حالا بسه دیگه، یعنی کلش همینه دیگه، اگه سوال دارین بفرمایین، اگه جاییش مبهمه بازم بفرمایین، البته از این استاد هیپنوتیزم چیز های جالبی بود برای تعریف کردن ولی حالا دیگه بسه
GOO GOO GA GA !!!!!!!!
پ.ن
آشپز خونه به روز شد با سالاد میگو توسط مرجان متناسخ هیپنوتیزم شده ( چه سالادى)
غذاهایى که من میذارم همشون یه جورایى به درد سر کار گذاشتن مهمون میخوره، چون شدیدا شکم پر کنه و معمولا ایرانیها عادت ندارن که سر میز یه جور غذا باشه، این غذاهاى من معمولا خوش رنگ و آبه براى میز مهمون، خیلى پر کار نیست، اصلا پر خرج نیست، قیافه اش گول زنکه، میز پر کنه شدید،
یعنى دقیقا مثل خودمه بیشتر از اونکه مفید باشه شلوغ پلوغ میکنه
1- لینک اون کتابه رو 1500 جا گذاشتمش دیگه تو رو خدا دانلودش کنین به هر کلکی شده
2- سارای عزیز چند وقت پیش به یه بازی دعوت کرده بود که چه کتابی رو نخونده گذاشتین و نصفه ولش کردین، سارا جون من کتاب زیاد خوندم، خیلی زیاد، خیلی هم کتابهای عجیب و غریب زیاد خوندم، اما هنوزم یادم نمیاد هیچکدوم رو نصفه ول کنم، اصلا هم اهل انتقاد به کتاب نیستم به نظر من اگه هر کتاب فقط یه جمله برای آموزش داشته باشه باز هم با ارزشه، نباید همون یه جمله رو هم از دست داد، اینکه خیلی ها میگن رمان در پیتی، من نمیگم،خیلی کتاب های این مدلی هم خوندم که حتی اگه کسی دستم دیده بهم خندیده که وای اینا چیه میخونی ولی من لذت خاصی میبرم از کتاب و برام نویسنده خوب و بد هم وجود نداره، همه کسانیکه وقت میذارن و مینویسن، دارن یه سری آموزش رو به مردم میدن که بسیار قابل احترامه، پس همه کتابها دارای ارزش هستن فقط نوع قضاوت روی کتاب بسته به سلیقه خواننده اون کتاب متفاوته
3- من نمیدونم تو هند داشتم درس میخوندم یا دنبال این کارا بودم همش، GOO GOO GA GA
اینم از على عزیز رسید ، از قول حضرت مولانا، جالبه، ولى خواهش میکنم یه چیز رو توجه کنین، نوشتن این چیز ها توسط من دلیلى بر رد یا قبولى اینها نیست، اصلا، هر کسى باید خودش با تحقیق و مطالعه راه باور ها و اعتقاداتشو پیدا کنه
ممنونم از على، همولایتى عزیز، از دیار کویرى سمنان
از جمادی مردم و نامی شدم / وز نما مردم به حیوان سر زدم
مردم از حیوانی و آدم شدم / پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حمله دیگر بمیرم از بشر / تا بر آرم از ملایک بال و پر
وز ملک هم بایدم جستن ز جو / کل شی هالک الا وجهه
بار دیگر از ملک قربان شوم / آنچه اندر وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون / گویدم انا الیه راجعون