نظرتون راجع به این چیه؟ فکر میکنین من فردا اینموقع چه حالی دارم؟
 
کدوم خ   ر   ی گفت بیاین کانادا بابا نیاین .............................

 

From Wednesday Evening to Thursday Afternoon we expect 25-30cm of snow

An updated forecast warns Toronto could be hit by as much as 25 centimetres of snow over the next 24 hours

 

یه ماچ داد و دمش گرم [ 16 ] | چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386 | 10:57 PM | مرجان



متن یک مکالمه واقعی
 
من: الو سلام حاج آقا، خسته نباشین یک سوالی راجع به تجدید پاسپورت داشتم از حضورتون
 
حاجی: اووووووووممممممممممممم، بله البته الان که ساعت اداریه ولی حالا بفرماین
 
من: منظورتونو نفهمیدم یعنی باید بعد از ساعت اداری زنگ بزنم؟ آخه کار منم اداریه.
 
حاجی:نخیر، عرض کردم ترافیک کاریه
 
من: بله ممنون که توضیح دادین حد اقل الان مطمئنم باید برای شستشوی گوشم اقدام کنم
 
حاجی: لا اله الا الله، امرتونو بفرماین خوبه حالا عرض کردم که الان....
 
من: ترافیک کاریه اینبار دیگه درست شنیدم
 
حاجی: میفرماین یا قصد مزاحمت دارین؟
 
من: حدود 7 ساله که اینجام پاسپورت ایرانیم هم 6 سال پیش باطل شده چون یک بار تمدید شده بوده باید حالا تجدید بشه، من از کجا باید شروع کنم؟
 
حاجی:خوب اولا که برای سوالات اینچنینی میتونین به سایت وب سایت ما مراجعه کنین(جمله رو که دارین، سایت وب سایت) ولی خوب بر حسب وظیفه عرض کنم حضورتون که باید فرم مربوطه رو پر کنین، مبلغ مربوطه رو واریز کنین و به همراه اصل کارت ملی و اصل پاسپورت قدیم بفرستین سفارت تا بقیه کارها به روال قانونی و اداری انجام بشه
 
من:انشا الله منظورتون که روال اداری و قانونی ایرانی نیست؟
 
حاجی: چرا اتفاقا هست،
 
من:خوب آخه من کارت ملی ندارم
 
حاجی:همون شماره ملی هم اکتفا میکنه
 
من: اصلا هیچ چیز ملی ندارم
 
حاجی: یعنی اصلا اقدام نکردین؟
 
من: نه، فکر نمیکردم اصلا لازم باشه، حالا با شناسنامه نمیشه؟
 
حاجی: نه، اونو که باید ببرین پهلوی آلبوم های تمبر قدیمی بفروشین
 
من:ولی من یک عمر با اون شناسنامه زندگی کردم، دانشگاه رفتم، پاسپورت اولی رو با اون گرفتم از همه مهمتر با اون رای دادم
 
حاجی:به جناب احمدی نژاد؟
 
من: نه خاتمی
 
حاجی: عرض کردم که الان......
 
من:ترافیک کاریه، ولی فقط یک سوال دیگه، من میتونم با آن شناسنامه صیغه شما بشم
 
حاجی:..................................... آه  آه
 
من:هستین حاج آقا؟
 
حاجی:خوب حتما مطلع هستین که صیغه اصلا شناسنامه لازم نداره و یک خطبه شفاهی هست
 
من:خوب پس به درد نمیخوره، 
 
حاجی:حالا اسم و فامیل و شماره تلفنتونو بدین ببینم چیکار میتونم براتون بکنم، اسمتون لطفا بفرماین
 
من: هستی شایگان
 
حاج: از اول هم معلوم بود شما مزاحمین
 
من:به دل نگیرین حاج آقا، حالا. آخه متانت شما خیلی شبیه حاج یونس بود، من جو گیر شدم
 
حاجی: استغفر الله، بله گفتم خدمتتون که، باید کارت ملی داشته باشین و اونهم مراحل دریافتش زمان خودشو میبره، در غیر اینصورت اگه به ضرورت باید تشریف ببرین، باید ویزای ایران رو با پاسپورت کانادایی دریافت کنین و در طول مدت اقامت در ایران هم مثل یک تبعه خارجی از نظر حقوقی محسوب میشین
 
من:چه داستان جالبی، یعنی من الان رسما از آمار 70 میلیونی ایران خط خوردم؟
 
حاجی:تقریبا یک همچین چیزایی، هر چه زودتر اقدام کنین زودتر به نتیجه میرسین.
 
من:ممنون از لطفتون حاج یونس که تو ترافیک کاری اینهمه اطلا عات مفید دادین
 
حاجی: ولی حالا یک چیزو مطمئنم، اسم شما الیاسه، نه هستی شایگان، و من شرالوسواس الخناس
 
من:مرسی حاج آقا، اجرتون با خدا
 
پ.ن
 
1-به جون حاج یونس دفعه دیگه بقیه مهاجرت
 
2- ما که اصولی از خیر پاسپورت و کارت ملی گذشتیم
 
3- یکی نبود بهش بگه اصلا من لاس میزنم تو چرا راه میدی، خوب قطع کن برو، همینه که میگن کرم از خود درخته

 

 آزاده عزیز و فینگیل بانو جون یکبار دیگه آدرس ایمیلتونو بدین که متنتون آماده است براتون ایمیل کنم  

یه ماچ داد و دمش گرم [ 31 ] | سه شنبه 29 آبان ماه سال 1386 | 05:55 AM | مرجان



منت خدای را عز و جل از آفرینش موجوداتی دلیر، در بلاد کوروش کبیر،جمیعا سر به زیر تا جاییکه سر ها چسبیده به ک...، بعضی را نام سیاوش و دگر نام امیر، عمدتا بسیار شریر، کشته تمجید و تقدیر، در هر مشاجره همیشه بی تقصیر.

به نام بندگان خاص پروردگار، نوادگان قوم تاتار، همواره در حال تهدید و اخطار، به هنگام خوشی گلابی آبدار، حساب بانکی و فیش حقوقشان همیشه در استتار ، مخزن اسرار،
در 11 سالگی عاشق سیگار
در 18 سالگی روباهان مکار
در 20 سالگی بیعار
در 30 سالگی بدهکار و به هر در جویای کار
در 40 سالگی زین العابدین بیمار
در 50 سالگی انشا الله در حال احتضار (امین)
 
شیرانی دوستداران آرامش، اسیر زیبارویان بی آرایش، به سان گربه خواهان ناز و لاس و نوازش، مجنون چشمان پر از خواهش.
 
و به نام خداوند ابراهیم خلیل، بر آفرینش این قوم زن ذلیل، بسته به پای اناس دخیل، بعضا دکتر و کمی هم وکیل، طعم و بویشان همچون شلیل، عمدتا بخیل، بی اعتقاد به قران و تورات و انجیل، نام هایشان جمیل و جلیل، شدت و بوی باد شکمشان بسیار ثقیل، گاها در رخساره کمی اکلیل بر جامانده از مجاهدت فی سبیل با صیغه شدگان شکیل، دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.
 
اللهم علی کل النور، بر آفرینش این نوران علی نور، بر تاک خشکیده افریده انگور، بسی کیفور از شنیدن نام وافور، شیفته دخترکان چشم سبز و مو بور، همسران بر هرزگیشان صبور، چرت و پرت ها کنند بلغور، برخاسته از شهر های نور و کجور، بر هر نبرد و نزاع مفتوح و منصور، باز ستاننده حق های نداشته به زور، زنان بر طبیعت منفورشان مسحور، در سالیان اخیر بسیار مهجور به سرزمینهای خاور دور،  
 
بار الها به حق عزت و الجلال، مفری رسان ما را زین شکارچیان غزال، آب به باسن نزده خارج شده از موال، ، در وصف کمبودش نباشد مجال مقال، پس رحمتی فرست بر نسوان پر رنج و ملال، برسان بر نسل رجال انحلال، بلکه شود آسوده خیال، که یافتن جنس مرغوبش آرزویی است محال، پس به تنهایی خو کن و برون آی از فکر آن 3 مثقال!!!!!!!!!!!!!
 
از دست و زبان که بر آید
در وصف رجل شعر نسراید
 
این مار عزیز خوش خط و خال
هر لحظه به کار ما در آید
 
صبح و ظهر و عصر و شام، هر دم
جان در هوسش ز کف بر آید
 
(بقیه این شعر 28 سال به بالاست برای همین نمینویسم اینجا، چشم و گوشتون باز میشه)
 
پ.ن
1-اصل این نوشته خیلی طولانی تر از این بود کلی قیچیش کردم که این در اومد
 
2- قول میدم برای 24 ساعت آینده به جای جنباندن فکم فقط به سوالات کامنت های قبلی مثل طبخ با روغن زیتون، چسبیدن شکم به اون ته ، چارت کالری و از این چیزا بپردازم ( البته مستحضرید که این قول رو یک زن داره میده و اصلا قول مردونه نیست)
 
3-اگه معنی چرت و پرت های بالا رو نفهمیدین هم عیب نداره محض تنوع بود
 
4-کلیه حقوق چاپ و انتشار متعلق به نویسنده این وبلاگ بوده و هر گونه عمل خلاف منافی عفت مشمول پیگرد قانونی از نوع ایرانیش میباشد، پس برو حال کن بابا که قانون بی قانون

(دیدین آخرش من این لینکدونی رو به باد فنا دادم، میدونستم آخرش یک خرابکاری میکنم، برشون میگردونم امروز )

 من اینو نشنیده بودم، این داش سیا اینو فرستاده بود تو کامنت منم گذاشتم اینجا که همه بخونن، با نمک بود.

خبرنگار صداوسیما در حال مصاحبه با مردم در مورد میزان مصرف روزانه "گوشت"بود و تا اون لحظه پاسخها متغیر بین صفر تا صد گرم در روز بود.
خبرنگارمتوجه حاج آقایی که "عبا و عمامه" کرده ودر حال گذر بود شد؛جلو رفت و یعد از سلام پرسید:"حاج آقا میشه بفرمایید شما روزانه چقدرگوشت میل میکنید؟"
حاج آقا جواب داد:"والله بین ۵ تا ۶ کیلو..."
خبرنگار در حالیکه چشماش از حدقه بیرون زده بود پرسید:" ۵-۶ کیلو؟؟؟؟؟حاجی چطور ممکنه؟"
در همین لحظه دو جوان موتورسوار در حال عبور فریاد کشیدند:"حاجی ک...م تو دهنت......"
حاج آقا بلافاصله به خبرنگار گفت:"بفرمایید این ۲۵۰ گرمش...." 
 

یه ماچ داد و دمش گرم [ 24 ] | یکشنبه 27 آبان ماه سال 1386 | 02:27 AM | مرجان



این پست در حقیقت ادامه همون پست قبلی اراده هستش که راجع به لاغر شدنم بود، چون خیلی تجربه خوب و آسونی بود و اصلا نفهیمیدم که دارم رژیم میگیرم میخوام با همه شریک بشم این تجربه رو. من خیلی با این کار راحت بودم و الان هم خیلی راضیم چون هرگز برگشت نداشت و در ظاهر از خیلی از آدم های دیگه شکمو تر هم هستم و گاهی بعضی ها تعجب میکنن که من چطوری همه چیز میخورم صدام هم در نمیاد ولی اون ها یک مهمونی رو زهرمار خودشون میکنن و همه هم منتظرند تا دفعه دیگه که اینها رو مبینن فرق کرده باشن ولی عملا هیچ اتفاقی نیفتاده. خانمهای ایرانی هم که دور از جون شماها همه خدای کرم و مرض تا طرف رو بعد از یک ماه میبینن میگن اهههه فیفی جون رژیمتو شکستی اونهم میگه نه بابا، چطور مگه؟
هیچی آخه به نظرم اومد چاق تر شدی البته نه خیلی ها حالا جدی نگیر عزیزم وای چقدر دلم تنگ شده بود برات.
 
اینه که من هی جلز ولز میکنم که بابا جون تو دست و دهن کسی نندازین که دارین وزن کم میکنین.
 
بذار یک چیزی بگم اونوقت که من رژیم داشتم هر کی منو میدید میگفت وای مرجان تو چکار میکنی هر دفعه ما میبینیمت لاغرتر میشی منم میگفتم کی؟ من؟ نمیدونم خدا کنه لاغر شم منکه خودم چیزی نمیفهمم. تا اینکه وقتی جدی از سایز 18 رسیدم به 6 تو یک مهمونی یکی از همون خانوم ها دیگه طاقتش طاق شد گفت از اولش هم معلوم بود خیلی پتیاره ای ، بی شرف صداشم در نمیاد بگه که رژیم داره. منهم گفتم حرفاتو کاملا نشنیده میگیرم و جواب نمیدم چون مطمئن هستم که از سوزش یک جایی هست ولی دیگه........
 
اول از همه خودتون رو وزن کنین وهدف بذارین اون وزن اولیه برای به کار بردن فرمول لازمه. فرمولش اینه:
برای هر کیلو اگه 30 کالری غذا بخورین نه چاق میشین نه لاغر و همیشه تو همون وزن میمونین
حالا فرض کنیم شما الان 70 هستین پس 70*30 میشه 2100 کالری اگه روزی 2100 کالری بخورین همیشه همین 70 کیلو میمونین
در ضمن سن هم برای خانم ها عامل مهمی هست . رژیم برای خانم ها در سنین جهش کمی دیر تر نشون میده سنین جهش یعنی
20-30-40-50 به علاوه یک سال بالا و پایین.
 
برای شروع بهترین کار اینه که از روزی 350 کالری شروع کنین و از غذای روزنه اتون کم کنین که این اصلا به کسی فشار نمیاره. باز هم تاکید میکنم رمز موفقیت صبر و حوصله هستش، رژیم ضربتی به همون سرعت هم برمیگرده.
نکته خیلی مهم که 2 میلیون بار تاکیدش میکنم اینه که فکر نکنین دارین کار خاصی میکنین اصلا بهش فکر نکن آخ اگه الان رژیم نداشتم بستنی میخوردم . بستنی رو بخورین ولی حواستون باشه که الان باید جای دیگه جبرانش کنین به جاش نون یا برنج کمتری بخورین فقط برای همون روز، همه چیز نرمال میشه.راستی هرگز نون و برنج رو به طور کامل از وعده غذایی روزانه کم نکنین.
برای هفته اول فقط هدفتون این باشه که روزی 350 کالری کم کنین. ورزش فقط برای این خوبه که عضلات شل نشه ولی من دکترم یک توصیه کرد که خیلی مفید بود، گفت در اول کار اصلا ورزش نکن چون بدن هنوز به شرایط جدید عادت نداره و باعث میشه بعدش احساس ضعف کنی ورزش از ماه سوم به بعد
در مورد میزان کالری ها هم خوشبختانه همه غذاهای بیرون الان لیبل دارن و میتونین روشو بخونین و برای مواد 100% خفن ایرانی مثل کله پاچه و آبگوشت و حلیم و شله زرد و از اینجور مواد هم من یک چارت دارم که براتون میذارم همین جا. 
شعار اصلی این رژیم اینه کم بخور همیشه بخور همه چی بخور.
و خودتون بعد از کمی وقت متوجه میشین که معده اتون داره هی کوچیکتر میشه. و اصلا اگه هم بخواین زیاد بخورین نمیتونین.
از مواد جانبی مثل جایگزین ها و قرصها که تبلیغ میشه اصلا استفاده نکنید
بعد از همه اینها میرسیم به هفته دوم حالا 500 کالری کم کنین. این همیشه یادتون باشه که آدم معمولی مینیمم روزی به 1200 کالری احتیاج داره .
از هفته سوم برسونین به 700 کالری کمتر از حد معمول و اینو تا 3-4 هفته نگه دارین. این برای اینه که حجم معده به این مقدار عادت کنه و بعد از اون هم باید بر اساس فرمول بالا حساب کنین که حالا چقدر لازم دارین مثلا بعد از 5-6 هفته بعد از شروع رژیم به 68 کیلو میرسین حالا دوباره 68*30 میشه 2040 کالری مورد نیاز و اگه شما 700 کالری کم کنین میشه 1340 ، اینو ادامه بدین فقط یک نکته مهم اینه که تقریبا بعد از هر 5-6 هفته بدن دیگه به این رژیم جواب نمیده و احتیاج به یک شوک داره که برای یک الی دو روز متابولیسم بدن زیاد بشه و دوباره به همون روال ادامه بدین.

من بدبخت هر چی میخوام بگم میترسم بگین این ذهنش خرابه ولی به خدا اینو دکترم گفت و الحق هم که مفید بود. برای کسانی که پارتنر دارن چه همسر و چه دوست، بهترین کار یک سکس خیلی هیجان انگیزه نه از این مدل های 2 سوته 3 ثانیه ای. یعنی یک شب الکی گیر بدین به حاج آقا هی انگولکش کنین و اونم مجبور میشه هی بیاد دنبالتون بعدش یک کم گرگم به هوا بازی کنین بعدشم برای یک مدت زن ایرانی بودن و بده و زن باید حیا داشته باشه رو بذارین کنار و کنترل حاجی رو بگیرین تو دستتون اینجوری مجبور میشین کلی کشش و کوشش کنین که اگه این جدال ها به حدود 20 دقیقه برسه شما علاوه بر اینکه تقریبا 500 کالری سوزوندین اون شوک واقعی رو هم به بدن دادین چون در این حالت سوخت و ساز بدن به علاوه حرارتی که ایجاد میکنه کمک میکنه رژیم بهتر جواب بده. ( اجما عا صلوات)
 
برای خانوم هایی که از شوهرانشون بیزارن لطفا در این مواقع فقط به این موضوع به چشم دارو درمانی به هدف زیبایی فکر کنین. بعدش که خوشگل شدین و باربی دیگه محل نذارین مثلا در لحظه فکر کنین دارین یک لیوان عناب و ترنجبین بد بو میخورین.
 
اونهایی هم به طور کامل مجردن و هیچکس در دسترس نیست میتونن از مزایای دولت مهرورز استفاده کنن برن پارک روی ماشینهای الیپتیکال( ELIPTICAL)  و در حال ورزش به این دنیا و زمین و زمان فحش بدن که چرا یک مرد درست حسابی پیدا نمیشه که من کالری بسوزونم و باید بیام پارک باور کنین اینجوری بیشتر اثر داره 
 
روزی 6-8 لیوان آب یادتون نره از واجبات کفایی .بستنی حد اقل هفته ای دو بار به اندازه 2 قاشق غذا خوری در هر وعده چرا که نشاط آوره و لازمه و سعی کنین حتما آخر شب و قبل از خواب باشه.  
ماست شیرین شده، 2 قاشق غذا خوری هر روز پوستتونو خوشگل میکنه و انرژی زا هم هست
 
فیبر و میوه های ملین. پرتقال، نارنگی، آناناس، گریپ فروت، انگور (مواظب باشین خیلی کالری داره فقط 4-5 حبه یا به قول سمنانیا یک چلمه آخر شب که صبح تا بیدار میشین بوم)، هندوانه یک قاچ کوچیک در روز. 
خودتونو محدود نکنین و زجر ندین هوس پیتزا کردین خوب نوش جان بخورین ولی یک اسلایس،
معده رو خالی نذارین چون یک دفعه دچار حمله به یخچال میشین.
روغن زیتون داشت یادم میرفت تمام غذاهاتون رو با روغن زیتون درست کنین اونم (EXTRA VIRGIN) که اگه سوال خاصی بود در مورد نحوه استفاده روغن زیتون در آشپزی هستم در خدمت همه بپرسین  
این تقریبا میشه ماهی 2 کیلو که نه خودتون میفهمین چی شده نه دیگران هی ابرو کج و کوله میکنن که وای به ما هم بگو چیکار میکنی شما هم که قسم میخورین به خدا اگه من کاری کنم همه چی میخورم برای رو کم کنی هم که شده اون شب تو مهمونی همه چی بخورین فقط کمتر، آخر شب که یک شوک به بدن خودتون و حاجی بدین همه چی تمومه. رو دست و دهان مردم نندازین که من رژیم دارم. 
 
آخر همه نگهداریش مهمه وقتی که به وزن دلخواه رسیدین حد اقل 6 ماه مواظب باشین فقط بر اساس همون 30 کالری برای هر کیلو غذا بخورین دیگه بعدش بدن کاملا STABLE میشه و هر کی هر کار دلش خواست بکنه.
 
نکته دیگه اینکه اگه فقط 2-3 هفته طاقت بیارین و لیبل روی غذاها رو بخونین بعدش دیگه اصلا یاد میگیرین و میدونین که چی بخرین .برای این مدت از شیر و ماست کم چرب استفاده کنین، و اگه در ایران هست SWEETENER ( شکر های مخصوص بیماران دیابتی) را جایگزین شکر معمولی کنین. نوشابه هم رژیمی باشه بهتره. من خیلی تجربه خوبی از این نوع رژیم دارم و کلی خوشحالم ، اگه چیزی جا افتاده بپرسین که بگم.
 
پی نوشت با ربط
 
1- اصلا به این رژیم های صبح یک کف دست نان، ظهر 7 قاشق برنج و...... اعتقادی ندارم، میگم بیشترش کشکه
 
2-اگر چای سبز در دسترس دارین حتما نوشیدن 2 لیوان در روز رو توصیه میکنم مخصوصا با طعم جاسمین که واقعا برای از بین بردن چربی اظافه موثر هستش.
 
3-اگه خونه هاتون اپارتمانیه و پله داره لطفا بالابر ( آسانسور) و پایین بیار ( باز هم همون اسانسور) رو کنار بزارین و از پله استفاده کنین
 
4-هیچ نوع ماده غذایی رو به طور کلی از برنامه روزانه کم نکنین
 
5- چون اکثر خانمها متقاضی رژیم هستن من نحوه سوزوندن کالری و رساندن شوک به بدن را از طرف خانم ها نوشتم اگه آقایونم میخوان رژیم بگیرن بگن که به اونها هم راهنمایی کنم چطور میشه در ظرف 20 دقیقه به جای 500 تا 800 کالری سوزوند
 
پی نوشت بی ربط
 
6- دفعه بعد کمی راجع به نحوه تقاضا برای مهاجرت به کانادا و در خواست پناهندگی مینویسم
 
7- چرا من پامو تو کفش همه میکنم؟ من فقط باید حسابدار باشم مثلا 
 
8- شدیدا رفتم تو فکر دوران نوجوانی و گاگولیت های خودم باید براتون بنویسم
 
اگه سوال یا ابهامی در مورد رژیم بود همینجا بپرسین چشمم کور جواب میدم
 
 

یه ماچ داد و دمش گرم [ 36 ] | جمعه 25 آبان ماه سال 1386 | 06:00 AM | مرجان


1 2 3 4 5 6 >>
خروجی وبلاگ