منت خدای را عز و جل از آفرینش موجوداتی دلیر، در بلاد کوروش کبیر،جمیعا سر به زیر تا جاییکه سر ها چسبیده به ک...، بعضی را نام سیاوش و دگر نام امیر، عمدتا بسیار شریر، کشته تمجید و تقدیر، در هر مشاجره همیشه بی تقصیر.
به نام بندگان خاص پروردگار، نوادگان قوم تاتار، همواره در حال تهدید و اخطار، به هنگام خوشی گلابی آبدار، حساب بانکی و فیش حقوقشان همیشه در استتار ، مخزن اسرار،
در 11 سالگی عاشق سیگار
در 18 سالگی روباهان مکار
در 20 سالگی بیعار
در 30 سالگی بدهکار و به هر در جویای کار
در 40 سالگی زین العابدین بیمار
در 50 سالگی انشا الله در حال احتضار (امین)
شیرانی دوستداران آرامش، اسیر زیبارویان بی آرایش، به سان گربه خواهان ناز و لاس و نوازش، مجنون چشمان پر از خواهش.
و به نام خداوند ابراهیم خلیل، بر آفرینش این قوم زن ذلیل، بسته به پای اناس دخیل، بعضا دکتر و کمی هم وکیل، طعم و بویشان همچون شلیل، عمدتا بخیل، بی اعتقاد به قران و تورات و انجیل، نام هایشان جمیل و جلیل، شدت و بوی باد شکمشان بسیار ثقیل، گاها در رخساره کمی اکلیل بر جامانده از مجاهدت فی سبیل با صیغه شدگان شکیل، دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.
اللهم علی کل النور، بر آفرینش این نوران علی نور، بر تاک خشکیده افریده انگور، بسی کیفور از شنیدن نام وافور، شیفته دخترکان چشم سبز و مو بور، همسران بر هرزگیشان صبور، چرت و پرت ها کنند بلغور، برخاسته از شهر های نور و کجور، بر هر نبرد و نزاع مفتوح و منصور، باز ستاننده حق های نداشته به زور، زنان بر طبیعت منفورشان مسحور، در سالیان اخیر بسیار مهجور به سرزمینهای خاور دور،
بار الها به حق عزت و الجلال، مفری رسان ما را زین شکارچیان غزال، آب به باسن نزده خارج شده از موال، ، در وصف کمبودش نباشد مجال مقال، پس رحمتی فرست بر نسوان پر رنج و ملال، برسان بر نسل رجال انحلال، بلکه شود آسوده خیال، که یافتن جنس مرغوبش آرزویی است محال، پس به تنهایی خو کن و برون آی از فکر آن 3 مثقال!!!!!!!!!!!!!
از دست و زبان که بر آید
در وصف رجل شعر نسراید
این مار عزیز خوش خط و خال
هر لحظه به کار ما در آید
صبح و ظهر و عصر و شام، هر دم
جان در هوسش ز کف بر آید
(بقیه این شعر 28 سال به بالاست برای همین نمینویسم اینجا، چشم و گوشتون باز میشه)
پ.ن
1-اصل این نوشته خیلی طولانی تر از این بود کلی قیچیش کردم که این در اومد
2- قول میدم برای 24 ساعت آینده به جای جنباندن فکم فقط به سوالات کامنت های قبلی مثل طبخ با روغن زیتون، چسبیدن شکم به اون ته ، چارت کالری و از این چیزا بپردازم ( البته مستحضرید که این قول رو یک زن داره میده و اصلا قول مردونه نیست)
3-اگه معنی چرت و پرت های بالا رو نفهمیدین هم عیب نداره محض تنوع بود
4-کلیه حقوق چاپ و انتشار متعلق به نویسنده این وبلاگ بوده و هر گونه عمل خلاف منافی عفت مشمول پیگرد قانونی از نوع ایرانیش میباشد، پس برو حال کن بابا که قانون بی قانون
(دیدین آخرش من این لینکدونی رو به باد فنا دادم، میدونستم آخرش یک خرابکاری میکنم، برشون میگردونم امروز )
من اینو نشنیده بودم، این داش سیا اینو فرستاده بود تو کامنت منم گذاشتم اینجا که همه بخونن، با نمک بود.
خبرنگار صداوسیما در حال مصاحبه با مردم در مورد میزان مصرف روزانه "گوشت"بود و تا اون لحظه پاسخها متغیر بین صفر تا صد گرم در روز بود.
خبرنگارمتوجه حاج آقایی که "عبا و عمامه" کرده ودر حال گذر بود شد؛جلو رفت و یعد از سلام پرسید:"حاج آقا میشه بفرمایید شما روزانه چقدرگوشت میل میکنید؟"
حاج آقا جواب داد:"والله بین ۵ تا ۶ کیلو..."
خبرنگار در حالیکه چشماش از حدقه بیرون زده بود پرسید:" ۵-۶ کیلو؟؟؟؟؟حاجی چطور ممکنه؟"
در همین لحظه دو جوان موتورسوار در حال عبور فریاد کشیدند:"حاجی ک...م تو دهنت......"
حاج آقا بلافاصله به خبرنگار گفت:"بفرمایید این ۲۵۰ گرمش...."